خرید بک لینک

دارن ازاین شهر میرن .دیگه هیچ تقدیر و قسمت و حکمتو اینا واسه من کاری نمیکنن خسته شدم دیگه.این همه انتظارم به جای نرسید

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۵ساعت 15:36 توسط خلیل |

برچسب: حتی,معجزه,نمیده, نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

واقعا بعضی وقتا از زندگیم لذت میبرم که چقد تو دارم و واسه کسی حرف نمیزنم و با کسی رفاقت آنچنانی ندارم تا حالا خیلی شده حرفه خیلیارو گوش بدم و برای درد دلشون سنگ صبور بودم وای که حالا ی سنگ صبور که نه ی دیوار یا ی کوه صبور میخوام خیلی خوردم انقد حرف دارم که نمیدونم چیشو بگم یا از کدومش شروع کنم خیلی دلم گرفته واقعا خسته شدم از این وضعیتی که دارم چطور میتونم از این لجنی که توش گیر کردم در بیام .واقعا حالا دارم به این فکر میکنم چرا هیچ دوست درستی ندارم یا دوستای درستمو کجا استفاده کنم من تو زندگیم دنباله شانس ننشستم یا منتظره شانس نیستم بیاد در خونمو بزنه خیلی همه چیو ساده میگیرم. واقعا نمیدونم

برچسب: روزمرگی, نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

سلام آخ كه امشب چقد دلم پره در اوج اين همه دوستي و مردم خوب من دلم گرفته و كسي نيست باهاش حرف بزنم .مرور اين چند سالي كه زندگي رو ميگذرونم واسم جالبه خيلي كم پيش اومده با كسي راحت حرف بزنم.امسال يخورده سخت گذشت واسم سرطان و سكته خيلي رو زندگيمون تاثير گذاشت .بي پولي و بيكاري هم جاي خود توهين مردم و تحمل كردن نگاه سختي كه مردم واقعا تاثير گذار شده رو زندگيم .خدا دمت گرم وقت اين امتحان تموم نشده نميدونم بعد از اين امتحان سربلند مياييم بيرون يا نه ميوفتيم از اين امتحان الهي .واقعا بعد از اين همه ماجرا و اتفاق درجه تحملو برده بالا يا عمرمو كوتاه كرده .نبايد هم شاكي شد ما تو زندگي روزمرمون ي گناهني

برچسب: نویسنده: نگار پارسامنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

صفحه بندی